. . . IMPOSSIBLE IS NOTHINGS

 
خدمت سربازی یادش بخیر . . .
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ امرداد ،۱۳۸٩
 

گاهی وقت ها به کوچکترین بی نیازی های دورانم نیازمند میشوم ؛

به هر آنچه که آنها را از روی غرور و غنای وقت به کناری پرت کرده ام ، بسان جرعه ای حیات بخش نیازمند میشوم . . .

و این همان یاد ایام است .

شهریور ١٣٨۶ پادگان مراغه - گروهان ۵


 
comment نظرات ()
 
 
به بهانه سالگرد تولد سیمین بهبهانی عزیز...
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٩
 

زنی را می شناسم من که شوق بال و پر دارد ولی از بس که پر شور است دو صد بیم از سفر دارد

 زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانه میان شستن و پختن درون آشپزخانه سرود عشق می خواند

نگاهش ساده و تنهاست صدایش خسته و محزون امیدش در ته فرداست

زنی را می شناسممن
که می گوید پشیمان است
چ
را دل را
به او بسته
کجا او لایق آنست

 

sad-woman-looking-out-dark-window.jpg

 

 

زنی هم زیر لب گوید گریزانم از این خانه ولی از خود چنین پرسد چه کس موهای طفلم را پس از من می زند شانه؟

 زنی آبستن درد است زنی نوزاد غم دارد زنی می گرید و گوید به سینه شیر کم دارد

زنی را با تار تنهایی
لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند

زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست
نگاه سرد زندانبان

 

 

 

زنی را می شناسم من که می میرد ز یک تحقیر

ولی آواز می خواند که این است بازی تقدیر

زنی با فقر می سازد زنی با اشک می خوابد

زنی با حسرت و حیرت گناهش را نمی داند

 

afghan__40_.jpg

 

زنی واریس پایش را زنی درد نهانش را

 ز مردم می کند مخفی که یک باره نگویندش چه بد بختی چه بد بختی

زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد

 ولی می خندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد

 

dorothea-lange-great-depression2.jpg

 

زنی را می شناسم من که هر شب کودکانش را به شعر و قصه می خواند

 اگر چه درد جانکاهی درون سینه اش دارد

زنی می ترسد از رفتن که او شمعی ست در خانه

اگر بیرون رود از در چه تاریک است این خانه  

 

 

home-violence3.jpg

زنی شرمنده از کودک کنار سفره ی خالی

 که ای طفلم بخواب امشب بخواب آری

و من تکرار خواهم کرد سرود لایی لالایی

زنی را می شناسم من که رنگ دامنش زرد است

شب و روزش شده گریه که او نازای پردرد است

 

 

violence.jpg

 

زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته

قدم هایش همه خسته دلش در زیر پاهایش زند فریاد که بسه

زنی را می شناسم من که با شیطان نفس خود هزاران بار جنگیده

و چون فاتح شده آخر به بدنامی بد کاران تمسخر وار خندیده

زنی آواز می خواند
زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاهان
میان کوچه می ماند

زنی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
ف
را
موشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد

زنی در بستر مرگ است
زنی نزدیکی مرگ است

سراغش را که می گیرد
نمی دانم؟ نمی دانم
شبی در بستری کوچک
زنی آهسته می میرد

 

 

domestic-violence-against-women.jpg

 

 

زنی هم انتقامش را

ز مردی هرزه می گیرد

زنی را می شناسم من ….

 

 

سیمین بهبهانی

 

برگرفته از

http://www.cloob.com/profile/memoirs/one/username/lady_felicity/memid/1589549

 


 
comment نظرات ()
 
 
سیمان خوی
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٩
 

سیمان خوی هم به راه افتاد... به سلامتی و موفقیت ان شالله.

این موفقیت بزرگ رو به همه آذریها و علی الخصوص خویی های مومن تبریک میگم...

ان شالله این کارخونه باعث خیر و پیشرفت آذربایجان عزیز باشه...

 


 
comment نظرات ()
 
 
من و تو چله نشین این شب پر اندوهیم . . .
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٩
 

چه بر سرت آمده مام میهنم . . .

شکوه باستانی ات کو ؟

چهره ات چه دردآور شده . . . سوگواریت برای چیست ؟

می دانم سوختی و آتش گرفتی از رفیق و نارفیق , ضجه ی ویرانگرت اشک نام آوران اعصار باستانی ات را فریاد میزند ... خروش آریاییت کو ؟

دلهره ات برای فرزندانت را گفته اند باد های شب گرد سخن چین ... میدانم از عالم و آدم گله داری , چه بد کردند با تو...

ایران من حرمتت را شکستند و فرزندان خلفی برای پدران سلحشورشان نبودند...

میدانم تنت را تکه تکه کردند و به سان ددان وحشی هر تکه اش را به گوشه ای غنیمت بردند ...

نمیدانی چگونه عطش سیری ناپذیر این دریوزگان به تنت را سیراب کنی ؛ میدانم .

روزگاری بصره و سلیمانیه را ازآغوشت جدا کردند ؛ روزگاری سمرقند و بخارا ؛ هند و ماچین ؛ آران و آذربایجان ؛ کردستان غربی ؛ بحرین و ترکمنستان ؛پاکستان ؛ هرات و مزار شریف ؛ارزروم و دیاریکر ؛ و...

شنیده ام که خرمشهرت را نیز که طعم جدایی از آغوشت را چشیده است و اکنون جزایر عزیز و نام زیبای خلیج همیشه فارس نیز...

چه کرده ایم با تو که عربی صحرا نشین با بوی تعفن  شتر جرات دست درازی به تنت را کرده است ...

تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو برده

                               پیام ســـــــــــــــــرخ شقایق ها توقلب تو مرده  

وزیر امور خارجه امارات بار دیگر با طرح ادعاهایی علیه بخشی از سرزمین ایران، خواستار واگذاری آن به طرف اماراتی شد.

به گزارش شبکه العربیة، عبدالله بن زاید آل نهیان وزیر خارجه امارات گفت که   مسئله جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، عامل منفی در رابطه با ایران است و برای هر یک از شهروندان اماراتی همچنان دردناک باقی خواهد ماند.

وزیر خارجه امارات این مطلب را دیروز سه شنبه و در پاسخ به سوالات "احمد الضنخانی" نماینده پارلمان امارات مطرح کرد.

وی ادامه داد: اشغال هر سرزمین عربی، اشغال است و سوء تفاهی در این باره نیست. فرقی میان اشغالگری اسرائیل در منطقه جولان یا جنوب لبنان یا کرانه باختری یا نوار غزه  وجود ندارد. اشغال، اشغال است و هیچ سرزمین عربی وجود ندارد که از سرزمین عربی دیگری باارزش تر باشد.

وزیر امورخارجه امارات اضافه کرد: به عنوان یک اماراتی به مانند دیگر اماراتی ها، حساسیت بیشتری نسبت به اشغال بخشی از امارات نسبت به سرزمین عربی دیگر دارم.
 
وی در عین حال گفت که قصد ندارد میان ایران و اسرائیل مقایسه کند بلکه اشغال اشغال است و در عرف عربی، اسلامی و بین المللی  غیرقانونی است .

عبدالله بن زاید آل نهیان اضافه کرد: ایران همه طرح های امارات را برای حل این مسئله با استفاده از مذاکره مستقیم یا داوری بین المللی را رد کرده است.

وی همچنین در اظهاراتی به دور از عرف بین الملل از شهروندان اماراتی خواست تا برای کمک به برادران اماراتی خود در جزیره ابوموسی فکری کنند چرا که ارتباط با این افراد در سایه اشغال ایران متوقف است. در شرایط فعلی ایران مانع از رسیدن کمک ها، مصالح ساختمانی یا دیگر خدمات به شهروندان اماراتی در جزیره ابوموسی می شود.

وزیر امورخارجه امارات همچنین از رسانه ها به ویژه رسانه های داخلی این کشور انتقاد کرد چرا که به ادعای وی آنها درباره ساکنان جزایر سه گانه تحت اشغال ایران مطلبی منتشر نمی کنند.

وی در ادامه اظهارات گستاخانه خود همچنین مدعی شد که ایران هیچ گونه کمکی را به شهروندان اماراتی در جزایر سه گانه ارائه نمی دهد.



اما مروری بر دیدگاه کارشناسان در زمینه حاکمیت ایران بر خلیج فارس و سرزمین های اطراف آن خالی از لطف نیست :

از لحاظ تاریخی اولین ارتباطی که جامع ایرانی با این پهنه آبی پیدا می کنند دقیقاً به هفتصد قبل از میلاد باز می گردد و شاید بیشتر، در حقیقت وقتی است که زمان دولت مادها فرورتیش موفق می شود که منطقه پارسوا، دولت انشان را جزء قلمرو خودش کند و به سواحل خلیج فارس گسترش می یابد بخصوص زمان سیاکزارسُس که همان هووخشتره است. وقتی ایرانی ها موفق می شوند امپراطوری مقتدر و میلیتاریستی آشور را از بین ببرند و سرزمین عاشور بین مادها و بابلی ها تقسیم می شود؛ خلیج فارس گریز ناپذیر در قلمرو مادها قرار می گیرد.

با تشکیل دولت امپراطوری هخامنشی (که عنوان آن امپراطوری جهانی هخامنشی است) مسئله قلمرو و امنیتش به دریای سرخ، خلیج عدن، و غیره تسری می یابد حتی برای استمرار نظم امپراطوری و برای تسریع ارتباط با مصر- بین دریای سرخ و رود نیل – نیاز به حفر آبراهه می شود و یا فرض بفرماید خشایارشاه برای تسهیل عملیات نظامی اش آن آبراهه را در شبه جزیره آتوس حفر می کند. طبیعتاً خلیج فارس به منظرة یک دریاچه ایرانی در چارچوب امپراطوری جهانی هخامنشی است.

در زمان اشکانیان، از آغاز سلطنت مهرداد اول- بعد از این که سلوکیان از صحنه خارج می شوند- گسترة قلمروشان تمامی جنوبی خلیج فارس، حتی عمان را در بر می گرفت.

بدون تردید این استمرار را زمانی ساسانیان هم شاهدیم و خصوصاً اواسط قرن چهارم بعد از میلاد که شاپور دوم موفق شد نظم و امنیت را برقرار کند .

همزمان با انوشیروان رقیبش در امپراطوری روم، ژوستی نیان که بزرگترین امپراطور روم شرقی بود و موفق شد برای مدتی روم غربی را هم ضمیمه کند حتی گسترش فتوحات نظامی اش تا اسپانیا هم پیش رفت. در آن زمان راه ابریشم از داخل امپراطوری ساسانی عبور می کرد، انوشیروان برای تضعیف رومیها سعی کرد حق ترانزیت ابریشم را بالا ببرد. ژوستی نیان برای خنثی کردن این اقدام ایرانیان بر آن شد که از طریق بحرپیمایان حبشی، راه ابریشم از طریق دریا منتقل بکند. ولی انوشیروان در واکنش به این اقدام او سعی کرد از یک طرف جزیره سدان یا سراندیب (سریلانکا) و از طرفی یمن را تحت تصرف در آورد. البته ظاهراً به تحریک رومی ها، حبشی ها به یمن حمله کرده بودند و تا باب المندب را تحت کنترل خودشان درآورده بودند و «سیف ابن ذی یزن» از انوشیروان کمک خواست ایرانیها به عنوان کمک به یمانیها ، حبشی ها را شکست دادن و مستقر شدند؛ مرزبانان ایرانی در این منطقه مسئولیتی را احراز کردند.

در تعاملات دریایی آن تاریخ وقتی یک زاویه به سریلانکا می رود و زاویه دیگر به یمن، حاکی از آن است که خلیج فارس گریز ناپذیر یک دریاچه صرف ایرانی است .

در هر حال کسانی که بر فارس حکومت داشتند و پادشاهان محلی، بر تمامیت خلیج فارس در این برهه، از زمان سلجوقیان تا ظهور پرتغالی ها, بر خلیج فارس، حکومت داشتند.

با ظهور پرتغالی ها در اوایل قرن 16 م برای یک صد سال خلیج فارس تحت سلطه پرتغالیها بود البته امرای هرمزی پا برجا مانده و قلمروشان هم کم و بیش حفظ شده بود ولی خراج گزار پرتغالی ها بودند.

مطامع اولیه ایرانیان در زمان شاه اسماعیل، به دلیل مشکلاتی که با آن روبرو بود در مرزهای غربی و
شرقی به نتیجه نرسید ولی در زمان شاه عباس، حاکمیت ایران بر خلیج فارس اعاده می شود.

شاه عباس در سال 1602 م بحرین را از [اختیار] پرتغالی ها خارج می کند و در سال 1612م «جلفاوه » که امروزه امارات متحده است را اعاده حاکمیت می کند.

و تنها در1820 م بعد از گرفتن قشم و در محاصرة هرمز که چند کشتی انگلیسی به کمک گرفته می شوند، هرمز تسخیر می شود . بنابراین بحرین در سال 1602 م و جلفاوه در 1612 م بدون دخالت انگلستان اعاده حاکمیت می شود. بنابراین در زمان صفویه حاکمیت ایران بر خلیج فارس مسلم است.

تا زمان نادر شاه، که سقوط صفویه سبب می شود که عمانی ها فعالیت راهزنی دریایی و عدم نظم را در خلیج فارس ایجاد بکنند. با ظهور نادر شاه اعاده حاکمیت تمام و کمال می شود و بر تمامی پهنه خلیج فارس و حتی منطقه عمان( که عمانی ها از تضاد داخلی استفاده کرده بودند) به نوعی اعاده سلطة ایرانی ها بود.

سلطه ایران در دوران کریم خان کم و بیش ادامه داشت و به موجب قراردادهایی که با هلندی ها و انگلیسی ها منعقد شد, ایران متعهد به برقراری امنیت در منطقه خلیج فارس بود.

با ورود انگلیسی ها در 1820 م, یعنی ورود و حضور مستمر شان, به تدریج یک استراتژیی را اتخاذ می کنند بنام استراتژی ایران زدایی، یعنی بر آن می شوند که مبانی اعمال حاکمیت و نفوذ فرهنگی موثر ایران را تا آنجا که امکان دارد، بی رنگ بکنند. در این رابطه، از جمله اولین اقداماتی که می کنند جلوگیری از ایجاد یک نیروی دریایی سیستماتیک و مدرن(به صورت آن روزی که در اروپا مطرح بود) به وسیله ایرانیان است چون در زمان نادرشاه با استفاده از التون و هلندی ها و خریدن کشتی برقرار شده بود. انگلیسی ها بر آن شدند که اجازه ندهند ایران نیروی دریایی فعالی داشته باشد و همواره این نگرانی را داشتند که اگر ایران صاحب نیروی دریایی بشود اعاده کامل حاکمیت و اعمال موثر حاکمیت می کند. بنابر اصل «ایران زدایی »برآن شدند، که فرهنگ ایرانی و زبان فارسی را بخصوص در مناطق جنوبی خلیج فارس به تدریج بی رنگ کنند، به ویژه در بحرین که مورد ادعای ایران هم بود و جمعیتی از آن ایرانی الاصل و متصل به تشیع هم بوده اند. و بنابراین سعی کردند که مکتب یا مدرسه ای به زبان فارسی در آنجا دایر نشود. حتی ارتباط بحرینی ها با ایران در تاریخی که هنوز پاسپورت در جهان و اروپا مطرح و اجباری نبود، تذکره برای بحرینی ها درست کرده بودن که اگر می خواهند به ایران بروند باید تذکره داشته باشند.

متاسفانه این استراتژی فرهنگ زدایی فقط در این منطقه هم نبود بلکه در تمام حوزه های فرهنگی ایرانی دست به کار شدند تا مبانی فرهنگی ایرانی را از بین ببرند.

در هندوستان که زبان فارسی، زبان درباری بود بخصوص از 1850م سعی شد به کلی زبان فارسی آن جایگاهش را از دست بدهد.

گذشته از بحرین, در افغانستان بعد از قرارداد پاریس می بینیم که تاریخ 2500 ساله خاصی برای افاغنه ساخته می شود( افغانها مدعی بودند که سه بار در طول تاریخ اشغال خارجی شدند: در زمان هخامنشیان، ساسانیان و صفویه). همین برنامه را تزارهای روس در آسیای مرکزی و قفقاز, و بعد کمونیستها داشتند.

نکته سوم این که اجازه ندادند ایران بر منطقه و جزایر ایرانی اعمال حاکمیت کند. حتی در مورد فانوسهای دریایی که در جزایر ایرانی بود این اجازه داده نمی شد که خود ایرانی ها آنها را اداره کنند. معتقد بودند این، لطمه به سلطة بالامنازع بریتانیا وارد خواهد کرد. و فراتر از آن تحت عناوین مختلف مبارزه با راهزنان دریایی، مبارزه با تجارت برده، مبارزه با قاچاق اسلحه و ... بر آن بودند که این امور را در انحصار خاص خودشان نگه دارند. حتی در زمان رضاشاه ، ایرانی ها در مذاکرات بریتانیا در مورد قرار داد امور خلیج فارس که تیمورتاش سرمذاکره کننده بود، وقتی ایران پیشنهاد کرد که تنب بزرگ که اشغال غیر قانونی شده، به عنوان دیپورت قاچاقچیان برای جلوگیری از قاچاق به ایران سپرده شود نظر وزارت خارجه انگلیس آن بود که اگر ما بخواهیم ایران را مشارکت بدهیم به سلطه ما لطمه وارد می شود.

بنابراین در طول قرن 19 انگلیسی ها گذشته از تثبیت سلطه خودشان بر آن بودند که استراتژی ایران زدایی را در پیش بگیرند. خط مشی دیگری که در این استراتژی مطرح شد, جزایر ایرانی مانند قشم و هنگام را به نام امام یا سلاطین مسقط و عمان، فارسی را به نام کویت، و تنب ها و ابوموسی را همان طور که می دانید به نام شارجه و راس الخیمه، ادعا کردند. در این زمان آخرین تلاششان برای ایران زدایی علاوه بر ادعای جزایر ایرانی، تغییر نام خلیج فارس بود، که پرونده ای است یک برگی تحت عنوان پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی(به سال 1938 م در ایودی آفیس و رکورد آفیس)

پهنه آبی که 2500 سال در تعاملات تنگاتنگ جامعه ایرانی بوده است، در حالی که جوامعی که در آن طرف خلیج فارس ظاهر شدند، حیاتشان از 200 تا 250 سال تجاوز نمی کند. آغاز مهاجرت آنها به منطقه خلیج فارس مهاجرت اعراب «اتوبی» است که یک شاخه به کویت رفتند به نام «آل صبا» و شاخه ای به بحرین رفتند و در اواخر قرن 18 یعنی یکسال قبل از مرگ کریم خان در آنجا ظاهر شدند. اعراب «بنی یال» و «ابوالفلاسه» که هم زمان در دبی و ابوظبی مستقرشدند, در نیمه قرن 18 م از صحرای نجد وارد منطقه خلیج فارس شدند. و به همین طریق «آل ثانی» و «آل سُحریان» و اعراب «بنی کعب». تنها «قاسمی»‌ها هستند که در موردشان اختلاف نظر وجود دارد، بعضی می گویند جایگاه اولشان سیراف بوده که در زلزله ویران شد و نظریه دیگر این است که از نجد آمده‌اند(و خودشان هم به نظریه دوم معتقد هستند). «وهابیان» در آغاز قرن 19 موفق شدند که قلمرو سرزمینی شان را گسترش دهند و به سواحل خلیج فارس برسند.

بنابراین کسانی که از لحاظ هویت تاریخی، 2700 سال بطور مستمر در التفات تعاملات گسترده‌ی خلیج فارس ـ دریاچه‌ا‌ی ایرانی ـ بوده‌اند در طیف جاذبه‌ی امنیتی اقتصادی و سیاسی این جامعه قرار داشتند و بعضی از آنها از 1970 م به بعد شکل گرفته‌اند چنین ادعایی را مطرح می کنند.


 
comment نظرات ()
 
 
تنهایمان بگذار . . .
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٩
 

 

نمیتوان غم از دست دادن عزیزی را با کلمات بیان کرد ...

ویژه آن که این کلمات زبان مادری تو نباشد...

خانمها , آقایان

دریاچه ارومیه دارد می میرد و نفس های آخر خود را میکشد ؛ این خبری آشناست که در دهه ی اخیر بارها آن را شنیده ایم .

و هیچ عکس العملی از دولت مردان این مملکت دیده نشده. تا اینجای قصه کلاسیک شده و همه از آن آگاهی دارند.

از این که طرح های زیادی جهت جلوگیری از خشکیدن این دریاچه مطرح شده ولی عملی نشده هم آشناست.انتقال آب از آراز ؛از رودخانه زاب ؛ ازدریای خزر و ...

و مطرح شدن مشکلاتی اعم از خشکسالی , استفاده بی رویه از آب ؛ چاههای غیر مجاز ؛ سد سازی ؛ تبخیر و گرمایش جهانی...

سوالی که هست اینه که چطور در محدوده ی جغرافیایی کمتر از 500 کیلومتر مربع دریاچه وان ترکیه که به زعم بسیاری پسر عموی دختر زیبای آذربایجان هست ؛ سرحال و قبراق یادآور روزهای باستانی تولد خویش است و دختر آذربایجان به اعجوزه ای پیر بدل گشته که مصلوب گذر دقایق تنهایی خویش است تا مرگ زودرس خویش را در ایام جوانی - ازمنظر زمین شناسی- جشن بگیرد تا تن رنجورش بیش از این مایه ی دلشکستگی مردمان آذربایجان و دوستداران او نشود.

او ما را تنها میگذارد تا جشن بگیریم که دیگر چشم هایمان را موقع شنا نسوزاند...

تنهایمان میگذارد تا طنین شادی از سواحل زیبایش در تابستان های فراخ آذربایجان گوش فلک را کر نکند...

تنهایمان میگذارد تا بیشتر دوستش داشته باشیم چرا که در میان مردمانی مرده پرست به دنیا آمد...

او می رود تا به استخر های لجن گرفته شهرهایمان ببالیم و آب حوضچه ها را در آغوش بکشیم...

چرا چون عظمت از آن مردمی است که معظم فکر میکنند ...

تنهایمان بذار و به الهه آب - آناهیتا - بپیوند و سر بر زانویش بگذار وبگو هر چه گشتم در این شهر نبود اهل دلی که بداند غم دلتنگی و تنهایی من ...


 
comment نظرات ()
 
 
موسوی: سازمان مجاهدین انقلاب را به رسمیت می‌شناسم
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

خبرگزاری فارس: میرحسین موسوی در پاسخ به سئوال

در خصوص اینکه آیا سازمان مجاهدین را مشروع دانسته

و این سازمان را به رسمیت می‌شناسید یا نه؟گفت:

ضمن استقلال خود، از حمایت سازمان مجاهدین انقلاب

استقبال کرده و این سازمان رسمیت دارد.

میرحسین موسوی داوطلب کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در ادامه سخنان خود در دانشگاه بابلسر با اشاره به مصوبه‌های هیئت دولت در سفرهای استانی گفت: مصوبات سفرهای استانی دولت گذشته نه تنها مشکلات را برطرف نمی‌کند، بلکه تعهدات دولت را در مقابل مردم افزایش می‌دهد.
وی با بیان اینکه تعهدات دولت در مقابل مصوبات اجرایی نشده است، افزود: یقین دارم که دولت قادر نیست تعهدات مصوب خود را در استان‌ها اجرایی کند.

وی در پاسخ به این سوال که آیا دغدغه امروز شما جمع کردن گشت ارشاد است و اگر گشت ارشاد جمع شود مشکلات کشور حل می‌شود؟ پاسخ داد: اگر نرخ تورم امروز که 25 درصد است به 50 درصد تبدیل شود، حتی اگر کل استان مازندران پر از اتومبیل‌های گشت ارشاد شود، نمی‌توانیم با بداخلاقی‌های اجتماعی مقابله کنیم.

موسوی در پاسخ به این سئوال که جامعه مدرسین در بیانیه سازمان مجاهدین را مشروع ندانسته، آیا شما با این نظر مخالف هست یا نه؟ اظهار داشت: جامعه مدرسین قابل احترام است،‌اما باید به این مسئله توجه کنیم که چرا جامعه مدرسین بیانیه سیاسی می‌دهد و البته آنها نظر فقهی نمی‌دهند.
وی اضافه کرد: جامعه مدرسین نظر فقهی نمی‌دهد و بنده درخصوص سازمان مجاهدین باید بگویم ضمن استقلال خودم از حمایت سازمان مجاهدین استقبال می‌کنم و با صراحت می‌گویم سازمان مجاهدین رسمیت دارد.
موسوی در پاسخ به این سوال که آیا دولت نهم حتی یک نکته مثبت هم ندارد که شما آن را بازگو نمی‌کنید و فقط از دولت انتقاد می‌کنید، تصریح کرد: نکات مثبت دولت نهم را صدا و سیما و رسانه‌ها 24 ساعته اعلام می‌کند و با این شرایط لازم نمی‌دانم وقت خود را در این جهت هدر دهم.
موسوی ادامه داد: خودم را بسیجی می‌دانم البته یک بسیجی واقعی؛ زیرا بسیجی واقعی مدافع ناموس مردم، مطیع ولایت، پایبند به قانون اساسی و پاسدار صندوق‌های آرای ملت است.
موسوی در پاسخ به سوال نماینده دفتر تحکیم وحدت طیف علامه که پرسید جمهوری اسلامی توانایی‌های دموکراسی دارد، اما بیشتر توان جمهوری اسلامی در راستای دیکتاتوری است، آیا شما موافق این هستید یا نه؟ خاطر نشان کرد: قطعا نمی‌توانم با نظر شما موافق باشم، چون به قانون اساسی معتقدم و نمی‌توانم از قانون اساسی عبور کنم؛ چرا که خون شهیدان را در مناطق مختلف دیده‌ام


 
comment نظرات ()
 
 
لعنت بر تکنولوژی , خوشا به سعادت اجداد باستانی
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

مدتی است که با یک تکنولوژی استثنائی به اسم “هارپ” آشنا شده ام و در پیامد این آشنایی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل “HAARP”  را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند… اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزیزی که با زبان انگلیسی آشنایی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به این معنی است که از طریق هارپ هر  آسیب و بلایی  که دلشان می خواهند سر مردم دنیا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان “پدیده های طبیعی” تقدیم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.

حوادث طبیعی در طول میلیون ها سال طبیعی بوده اند بغیر از ده های اخیر که این حوادث برخی طبیعی و برخی دیگر از طریق تکنولوژی های پیشرفته تولید و به جان و مال مردم لطمه میزنند.

این حوادث ظاهراً طبیعی که غیر طبیعی تولید میشوند (مثل زلزله، طوفان ها، خشکسالی ها و سیل های بی شاخ و دم) را امروزه از طریق فرستادن ماکرو ویو(  microwave  ) از ماهواره ها و پروژه های هارپ بوجود می آورند. قابل گفتن است که زلزله را نیز میتوان از طریق انفجار بمب اتمی در چاهای عمیق نیز تولید کرد.

من به عنوان شخصی که با تحقیق هایم به دنبال حقیقت های پوشیده هستم، وظیفه ی خود می دانم که جواب هایی را که پس از مطالعه در این مورد به دست آورده ام را به زبان فارسی، همراه با عکس و فیلم در اختیار ایرانیان بگذارم.

اگر چه این مسئله یک مسئله ی جدید و در عین حال به اثبات رسیده است، ولی با این حال در مورد آن تبلیغاتی انجام نمی شود. من نیز مسئله را از لحاظ علمی به طور مطلق مطرح نخواهم کرد. آنچه را که می خوانید بیشتر جنبه ی آگاهی دارد و تحقیق بیشتر در این مورد به عهده ی شما خواهد بود.

 

از هر کسی که این مقاله را می خواند خواهش می کنم این مسئله را جدی بگیرد. برنامه های وحشتناکه هارپ در راه است و همینطور که خواهید خواند علائم آن در ایران دیده میشود. این نوشته را بخوانید، و به این بلاگ در بلاگ هایتان لینک بدهید یا حتی نوشته ی من را در بلاگ هایتان بگذارید ، به دوستان ایمیل کنید، و کلا از هر طریقی که می توانید دیگران را نیز مطلع سازید، تا شاید بتوانیم جلوی عملکرد این سیستم و آن هایی که کنترلش می کنند را بگیریم.

هارپ چیست؟ به صدای هارپ گوش دهید


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
دریاچه ارومیه هر دوروز یک سانتی متر عقب می نشیند
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸۸
 

آخرین برآوردها حکایت از آن دارند که دریاچه ارومیه هر دو روز یک سانتی متر عقب می نشیند . با تداوم این روند بین هفت تا ده سال آینده این دریاچه به طور کامل خشک شده و به یک شوره زار تبدیل خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران (ایرن ) بررسی تازه ای که توسط سازمان حفاظت محیط زیست انجام شده همچنین نشان می دهد که تا کنون 150 هزار هکتار از دریاچه ارومیه به صورت قطعی خشک شده و شوری آب دریاچه نیز به حالت فوق اشباع (340گرم درلیتر) رسیده است این میزان شوری حتی آرتمیاهارا(که شورپسندترین موجود جهان است ) می کشد . کارشناسان تخمین زده اند که احتمالاً بین 4تا5 سال دیگر بدون نیاز به جاده و پل شهید کلانتری بتوان با خودروها عرض دریاچه را طی کرد.
این گزارش می افزاید در حالی که تبدیل تدریجی دریاچه ارومیه به شوره زار برای سازمان های مسئول و دست اندرکار به موضوع مسلمی تبدیل شده است هنوز هیچ فعالیت منسجمی برای توقف یا دست کم کاهش این روند آغاز نشده است ، برای مقال طرح نجات دریاچه ارومیه با عنوان " سند ملی مدیریت ارومیه "‌که با هیاهو و تبلیغات بسیار به امضای وزرای کشاورزی ، کشور، نیرو و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست رسیده بود هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.


 
comment نظرات ()
 
 
گریگوری راسپوتین
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ،۱۳۸۸
 

گریگوری افیمویچ راسپوتین

یا گرگوار ایفی‌مویج نووی، راهب ماجراجو و سیاستمدار روسی (زاده ۱۸۶۴ درگذشته ۱۹۱۶) است. وی قدرت و نفوذ عجیبی در نیکلای دوم و همسر او داشت، و در اغلب کارهای درباری دخالت می‌کرد.در مورد زندگی او کتاب‌های بسیار نوشته اشد است که در بعضی از آنها وی ناجی تزار معرفی شده و در بعضی ویرا باعث فروپاشی سلسله امپراتوری تزاری دانسته‌اند.

گریگوری افیموویچ راسپوتین شخصیت روحانی و درباری روسی در سال ۱۸۷۱ در پروف از شهر توبولسک واقع در سیبری متولد شد. او فرزند روستایی فقیری بود. در کودکی کمی تحصیل کرد و در جوانی با اولگا شانیگوف ازدواج نمود و تا سال ۱۹۰۴ در دهکده زادگاهش همچون یک دهاتی ساده باقی ماند. در این سال خانواده اش را ترک کرد و خود را وقف دین و مذهب نمود و متعاقب آن شهرت زیادی به عنوان یک مرد روحانی در میان دهاتی ها بدست آورد. از ۱۹۰۷ به بعد نفوذ زیادی بر تزار و همسرش پیدا نمود و از آن پس در سیاست دینی و غیر دینی روسیه مداخله کرد. راسپوتین به فسق و فجور و نادانی مشهور بود و بعلت لاابالی گری و هرزگی بنام «راسپوتین » که بمعنی هرزه و ولگرد تبه کار است مشهور گردید.

آلت تناسلی راسپوتین معروف به بزرگی است

 آلت وی در موزه علوم جنسی مسکو در معرض دید عموم می باشد.

راسپوتین بدواً در امور سیاسی مداخله نمیکرد اما بعدها دخالت کرد و سرانجام بسبب شایعاتی که در اطراف مناسبات وی با زنان درباری و ملکه انتشار داشت عده ای از رجال طراز اول را بر آن داشت که کار راسپوتین را بسازند. در این توطئه گراندوک دمیتری پاولویچ و پرنس یوسوپف و لوریچ کویچ شرکت داشتند و در دسامبر 1916 م . شبی او را برای صرف شام بمنزل شاهزاده یوسوپف دعوت کردند اما چون از نوشیدن شرابی که به سم پتاسیم سایانید (سیانور پتاسیم ) آلوده ساخته بودند کار وی ساخته نیامد، بضرب گلوله بزندگی وی خاتمه دادند.این دو که میدانستند وی به زنان زیبا علاقه مند است به اینترتیب او را به قتلگاه کشانیدند .

جسد ویرا امپراتریس بمحل مخصوص انتقال داد و هر شب بمزار وی میرفت و گریه وندبه میکرد.

برای مطالعه مستندی جالب از وی ادامه مطلب را کلیک کنید


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
دوایر گندم - بیگانه در مزرعه !
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸۸
 

منظور از ، اشکال پیچیده و منظم هندسی است که در مقیاس های بزرگ و در مزارع صاف

و یکدست گندم یا ذرت بوجود می آیند این اشکال بصورت دایره های کوچک که بطور چرخشی روی

و پیچیده و زیبایی هندسی رامیبینیم. در زیر چند مورد از این دوایر گندم را

هم خم میشوند بوجود می آیند. که اگر از بالا و فاصله ای زیاد به آنها بنگریم شکل های بسیار عظیم می بینید :


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
و باز هم جنگ دوم بین الملل و نبرد استالینگراد
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ فروردین ،۱۳۸۸
 

جنگ‌های پارتیزانی علیه قوای آلمانی در زمستان ۱۹۴۱ آغاز شد و شهر لنینگراد (سن پترزبورگ) تا دسامبر ۱۹۴۳ در محاصره ارتش آلمان بود. استالینگراد یکی از شهرهای اصلی صنعتی شوروی و نزدیک به ساحل رود ولگا بود که در آن کارخانه‌های بزرگ ساخت جنگ‌افزار و تراکتور وجود داشت. فتح این شهر برای آدولف هیتلر، امتیاز بزرگی به حساب می‌آمد و موجب گسستن مسیرهای حمل و نقل شوروی در جنوب روسیه از طریق رود ولگا میشد. در اواخر ماه اوت ۱۹۴۲، ارتش چهارم پَنزِر (Panzer لشکر زرهی) آلمان از جانب شمال شرق و همزمان ارتش ششم به فرماندهی فون پاولوس، به همراه تانکها و ۳۳۰٬۰۰۰ نفر از بهترین قوای ارتش آلمان، از سمت شرق به شهر حمله کردند، در ۲۳ اوت، هواپیماهای لوفت‌وافه (نیروی هوایی آلمان)، بارانی از بمبهای آتش‎زا بر شهر فرو ریختند که بیشتر بناهای چوبی شهر را به خاکستر تبدیل نمود. گردان شصت و دوم شوروی به فرماندهی ژنرال واسیلی چویکوف، سرسختانه‌ برای دفاع از شهر مقاومت کردند و در خیابانها و خانه به خانه با آلمانی‌ها جنگیدند. شهر به جهنم سوزانی از دود و آتش تبدیل شد و در هر لحظه صدها گلوله توپ و خمپاره و بمب در گوشه و کنار آن منفجر می‌شد. بحرانی‌ترین زمان برای روس‌ها در اواسط ماه اکتبر بود که نیروهای آلمان، آنها را تا نزدیکی رود ولگا به عقب راندند. نیروهای شوروی با استفاده از کرجی‌ها و قایقها از ‌طرف دیگر ساحل این رود، مهمات تهیه میکردند که این گذرگاه‌ها در آن هنگام توسط نیروهای آلمان به رگبار بسته شدند. با این وجود آلمانها، به‌خاطر تلفات زیاد، فرسودگی و فرا رسیدن سرمای طاقت‌فرسا، از ادامه جنگ دلسرد شده بودند. علی‌رغم تضمین فرمانده لوفت‌وافه، هرمان گورینگ، هواپیماهای باربری قادر نبودند تا سیصد تُن مهماتی که آلمانها روزانه به‌آن احتیاج داشتند، را به آنان برسانند و تانک‌هایشان در جنگهای پیوسته خیابانی کاری از پیش نمیبردند. نبرد استالینگراد به دلیل پافشاری طرفین برای پیروزی مبدل به پیکار خونینی شد که در آن آلمان‌ها اجازه عقب نشینی نداشتند .

 

                            سربازان ارتش سرخ شوروی در نبرد استالینگراد

در نوزدهم ماه نوامبر، نیروهای شوروی با طرح ژنرال ژوکوف، یک ضد حمله گازانبری (دوجانبه) بزرگ را از دو سمت شمال و جنوب شهر علیه قوای آلمان، به اجرا گذاشتند و به زودی پاولوس و نیروهایش در محاصره قرار گرفتند. فیلدمارشال فون پاولوس که مهمات بسیار کمی برای مبارزه با شوروی‌ها داشت و خود را در معرض نابودی میدید، از هیتلر درخواست کرد تا با عقب نشینی ارتش ششم و ملحق شدن آنان به نیروهای اصلی در غرب موافقت کند اما هیتلر با جواب: «نه عقب نشینی کن و نه تسلیم شو.»، به آنها فرمان داد تا آخرین نفس بجنگند. پاولوس با سرپیچی از فرمان هیتلر، در ۳۱ ژانویه ۱۹۴۳ خود را تسلیم نمود. ۹۱٬۰۰۰ مرد یخ‌زده و گرسنه آنچه بود که از ارتش زرهی عظیم چهارم و ششم آلمان باقی ماند که همگی به همراه ۲۴ ژنرال آلمانی به اسارت گرفته‌شدند. ۲۵۰٬۰۰۰ جسد متعلق به آلمانها و رومانیایی‌ها توسط نیروهای شوروی، در داخل و حومه شهر پیدا شد. کل تلفات نیروهای محور (آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان) چیزی حدود ۸۰۰٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده‌است. تاریخ‌نگاران رسمی ارتش روسیه، برآورد می‌کنند که ۱٬۱۰۰٬۰۰۰ تن از سربازان شوروی برای دفاع از شهر جان باخته‌اند و رقم نیروهای مردمی و غیر نظامی کشته‌شده، در نبرد حدود ۴۰٬۰۰۰ نفر است.

در نتیجه شکست در این نبرد، گارد آلمان در شرق کاملاً باز شد و این کشور ۳۰ درصد نیروهای خود را از دست داد و در سراشیبی اضمحلال قرار گرفت.

در نوامبر سال ۱۹۴۳ در کنفرانس تهران، وینستون چرچیل نخست‌وزیر بریتانیا، شمشیری ساخته شده در کشورش با نام «شمشیر استالینگراد» را به استالین اهدا نمود که بر تیغه آن این کلمات حک شده بود: «به شهروندان استالینگراد با قلبهای پولادینشان، هدیه‌ای از شاه جورج ششم، به‌عنوان نشان تکریم مردم بریتانیا.»

ارتش سرخ با پیروزی در این نبرد، راه رسیدن به قدرت جهانی را برای شوروی هموار ساخت. موقعیت برتر شوروی، به مثابه طرف تعیین کننده در مذاکرات، در کنفرانس یالتا در فوریه ۱۹۴۵، ناشی از موقعیت آن در تناسب قوای نظامی جنگ جهانی بود.


 
comment نظرات ()
 
 
دختر زیبای آذربایجان جان می سپارد
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ آبان ،۱۳۸٧
 

دختر زیبای آذربایجان اندک اندک جان می سپارد

نمی دانم چه حرفی پاسخ گوی این درد جانکاه طبیعت خواهد بود ولی این را میدانم که بشریت تقاص فجایع این چنینی را خواهد داد ...

دریاچه ارومیه دارد می خشکد و شیره جانش رو به زوال است ، یاد ساحل های زیبایش ، یاد حال و هوای دل انگیزش بخیر .

ای دولتیان ، ای مردم فارغ از هر نژاد و هر لهجه ، فارغ از هر دسته و هر گروه به فکر نجات این زیست بوم ویا به بیان جامع تر این زاد بوم مام میهن باشیم ،

آه که دختر آذربایجان دارد جان می سپارد ....

 


 
comment نظرات ()
 
 
الشيخ المحمود الاحمدی نجاد فی اجلاس الدولی خليج العربی
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٦
 

جناب پرزیدنت در اجلاس کشورهای حاشیه خلیج عربی !!!!!!!!!!!!!!


 
comment نظرات ()
 
 
عکس سال يونيسف
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٦
 

فقط نگاه کن و ...

ملتی حقیر را ببین که در طول تاریخ همانی مانده اند که بودند و هستند و خواهند بود

 


 
comment نظرات ()
 
 
زنان هم وارد گود زورخانه مي شوند
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦
 

با تاييد دفتر آيت الله مکارم شيرازي
گروه اجتماعي، سليمان محمدي؛ گويي زورخانه از سوژه هاي داغ و بي سر و صدا است. شايد پاسخ به مسائلي همچون دليل تعطيلي چندماهه زورخانه هايي در تهران، نحوه رسيدگي و جديت شهرداري در نوسازي و بناي زورخانه هاي جديد، احداث زورخانه در دانشگاه هاي کشور و مردانه بودن اين ورزش و حرام بودن نفس زدن زنان در زورخانه، براي شما هم جالب باشد.سال گذشته شهرداري تهران اعلام کرد که براي نوسازي زورخانه هاي شهر تهران بودجه 5/1 ميليارد توماني اختصاص داده است. البته مطرح شد که شوراي شهر مبلغ سه ميليارد را براي اين پروژه مصوب کرده است. پس از آن معاونت آموزش و امور مناطق سازمان زيباسازي شهر تهران اعلام کرد که هفت زورخانه در شهر تهران مرمت و بازسازي شده و با بودجه مصوب اخير شورا، 10 زورخانه ديگر در سطح تهران تا پايان سال جاري مرمت خواهد شد.

 



ناکامي زنان و دولت

اما بيش از يک دهه تلاش زنان براي ورود به زورخانه، اين سوژه را داغ تر مي کند. به همان اندازه يي که دولت ادعا مي کند عزم خود را براي گسترش فرهنگ ورزش هاي باستاني جزم کرده است، زنان نيز براي برخورداري از اين ورزش باستاني، تلاش کرده اند اما گويي تاکنون هيچ کدام نتيجه يي نگرفته اند.بيشتر از 15 سال از تقاضاي مجوز بازگشايي زورخانه بانوان، توسط سيمين مويدي مي گذرد. اين در حالي است که منع قانوني براي ورود زنان به زورخانه وجود ندارد و از لحاظ شرعي هم اين ممنوعيت در جايي تصريح نشده است، اما زنان همچنان از اين حق محرومند. تا مدتي پيش، حتي براي تماشاي اين ورزش هم حق ورود به زورخانه ها را نداشتند، اما برخورد با مساله ورود به زورخانه نسبت به ساير مسائل تبعيض عليه آنان، سابقه طولاني تري دارد.

زورخانه را مسجد دوم مي دانيم

نورالله هدايتي نايب رئيس فدراسيون ورزش هاي باستاني و کشتي پهلواني در اين باره به اعتماد مي گويد؛«درخواست از سوي خانم ها زياد است اما تاکنون مجوزي ارائه نشده است. اما ما از همه کارشناسان درخواست کرده ايم نظرات شان را به ما ارائه دهند تا بررسي کنيم که چگونه مي شود اين کار را اجرا کرد ولي هنوز کاري انجام نشده است و در حال بررسي نظر کارشناسان، هيات ها و کهنه سواران اين عرصه هستيم. البته نظرات متفاوت است اما نظر غالب بر اين است که اين ورزش از لحاظ فيزيکي به برخي از زنان نمي خورد؛ يک خانم به لحاظ فيزيکي نمي تواند بچرخد يا ميل بگيرد البته اين نظر کارشناسان است.»

خانم ها در گود نباشند چه اشکالي دارد

هدايتي در پاسخ به اينکه آيا منع شرعي براي ورود زنان به زورخانه وجود دارد، اظهار مي کند؛«يک بحث خيلي مهم همين است. همانطور که مي دانيد خانم ها روزهايي از ماه به علت عادت ماهانه نمي توانند وارد گود زورخانه شوند. گود جاي مقدسي است که ما هم بدون وضو وارد آن نمي شويم. به همين دليل خانم ها مي توانند در خارج از گود کار کنند. براي خانم ها گود نباشد چه اشکالي دارد. ما زورخانه را مسجد دوم مي دانيم.»

بدين صورت تلاش زنان براي ورود به زورخانه البته دقيق تر بگوييم گود آن بي نتيجه مانده است. شايد اهميت اين مساله در سطح عام و با توجه به پيشينه و سنت موجود در اين رابطه در کوچه بازار شهر احساس نشده و به همين خاطر تحمل آن از سوي زنان راحت تر باشد. اما بديهي است اين برخورد در يک محيط مدرن و آکادميک چون دانشگاه که بيش از 70 درصد آن را دانشجويان دختر تشکيل مي دهند غيرقابل پذيرش است. شايد به اين خاطر است که سرمايه گذاري ميلياردي وزارت علوم در اين رشته خاص ورزشي تعجب همگان را برانگيخته است.

در شرايطي که دانشگاه هاي ما نيازهاي بسيار اساسي تر دارند، اختصاص بودجه ميلياردي به ورزش مردانه براي يک اقليت 30 درصدي دانشگاه مي تواند معني دار باشد.

در حال حاضر وزارت علوم بيش از 16 تفاهمنامه احداث زورخانه را با رياست دانشگاه ها امضا کرده است که 8 طرح آن کلنگ خورده است. دانشگاه هاي فردوسي مشهد، سيستان و بلوچستان، شاهرود، شهرکرد، تبريز، سمنان و بين المللي قزوين، اولين ميزبان هاي اين ورزش مردانه خواهند بود. وزارت علوم براي احداث هر زورخانه 120 ميليون تومان هزينه در نظر گرفته که در صورت پذيرش دانشگاه پنجاه درصد اين مبلغ را جداي از بودجه مصوب به دانشگاه ارائه مي دهد.

حذف «کف» و «سوت» دليل سرمايه گذاري ميلياردي

دکتر مهدي طالب پور مدير تربيت بدني وزارت علوم، درباره دليل اختصاص اين بودجه کلان به يک پروژه کاملاً مردانه در دانشگاه مي گويد؛«با توجه به فرهنگ حاکم بر کشور اين ورزش از ابتداي براي مردها بود و ما هم به اين دليل تنها براي آقايان پيگيري کرديم و ديدگاه هم اين است که تنها مجموعه ورزشي که از «کف» و «سوت» براي تشويق ورزشکاران استفاده نمي شود، زورخانه است و اين تنها جايي است که با ذکر صلوات ورزشکاران را تشويق مي کنند، به همين خاطر براي تعميق باورهاي ديني و تقويت ارزش هاي اسلامي اين زورخانه ها را احداث کرديم.»طالب پور ادامه مي دهد؛«اما از طرف ديگر هم سياست امسال ورزشي دانشگاه با عنوان ورزش بانوان اعلام و به روساي دانشگاه ها اعلام شده چنانچه فضايي براي ورزش بانوان وجود دارد، به صورت نامحدود تجهيز مي کنيم، اين در حالي است که براي آقايان محدود است.»مدير تربيت بدني وزارت علوم درباره کمبود امکانات ورزشي دختران دانشجو معتقد است؛ «تاييد نمي کنم با توجه به اطلاعاتي که ما داريم در بيشتر خوابگاه ها فضاهايي را به اتاق هاي تندرستي تبديل کرده اند شايد ما سالن هاي تخصصي نداريم اما فضاهاي زيادي تغيير کاربري شده است.

به طور مثال با توجه به اهميت ورزش، خوابگاه يکي از دانشگاه ها، کتابخانه يي را تغيير کاربري داده و تبديل به سالن ورزشي کرده است.»

ناچاريم به فکر دخترها باشيم

طالب پور با ذکر اين نکته که ناچاريم به فکر دخترها باشيم، مي گويد؛ فضا در کل مردسالارانه است و بايد تغيير نگرش داد. مجموعه فعلي وزارت هم با اين قضيه موافق است و کارهايي هم در اين راستا انجام شده است.

اکنون الزام ما را هشيار کرده است. ما به خاطر تغيير نسبت جنسيت دانشجويي ناچاريم به فکر دانشجويان دختر باشيم. در حال حاضر 70 درصد دانشجوها را دختران تشکيل مي دهند.

مدير تربيت بدني وزارت علوم در پاسخ به اين سوال که با ورود دانشجويان به زورخانه ها، حاضر به شکستن اين ساختارهاي سنتي هستند، اظهار مي کند؛«چنانچه مجوز شرعي و رسمي وجود داشته باشد، اين کار را پيگيري مي کنيم. بايد اين مساله بررسي شود. زماني است که يک شخص عادي مي گويد نفس زن در زورخانه حرام است و يک زمان مرجع تقليد اين را مي گويد، اگر اين مساله پايه شرعي داشته باشد، قطعاً ما هم تبعيت مي کنيم و اگر بستر شرعي نداشته باشد، بايد جلويش را بگيريم. براي ما تنها ملاک، اظهارنظر مراجع ديني است و حتي سخن متخصصين هم براي مان ملاک نيست.»در گفت وگوي اعتماد با دفتر آيت الله مکارم شيرازي از مراجع تقليد بيان شد که ؛ «ورزش در زورخانه به نفس خود اگر مختلط نباشد مشکلي ندارد و اگر خانم ها به تنهايي در زورخانه ورزش کنند، هيچ منع شرعي وجود ندارد.»

با اين تفاسير حجت بر وزارت علوم تمام شده و دانشجويان دختر مي توانند به زورخانه ها وارد شوند.

 
comment نظرات ()
 
 
هداياي خارجي اهدا شده به بوش و اطرافيانش در سال 2006
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٦
 

 

دو تخته فرش ايران به ارزش 600 و 1000 دلار و يك سرويس طلاي سه پارچه شامل گوشواره، انگشتر و گردن بند هدایای پرويز مشرف و همسرش به بوش و لورا در سال گذشته ميلادي بود  


 وزارت امور خارجه آمريكا فهرست هدايايي را كه رهبران جهان درسال 2006 به مقامات كابينه بوش و ديگر كاركنان فدرال اهداء كرده اند، منتشركرد.

"جورج بوش" رئيس جمهوري آمريكا در سال 2006 سي دي صداي الويس پريسلي را از "جونيچيرو كوايزومي" نخست وزير ژاپن به ارزش 50 دلار دريافت كرد.

"حامد كرزاي" رئيس جمهور افغانستان نيز يك گلدان سنگي معرق كاري شده شياردار ته گرد به ارزش 7500 دلار را به بوش هديه داد.

يك بشقاب كيك چيني با دسته هاي طلايي رنگ به ارزش 350 دلار هديه "توني ساكا" رئيس جمهور السالوادور به بوش در سال 2006 بود. همچنين يك پيراهن كشبافت آستين كوتاه خاكستري و آبي رنگ كه نام بوش در قسمت جلو و پشت آن نوشته شده و تصاويري از پرچم بلژيك و آمريكا روي آن نقش بسته بود، هديه نخست وزير بلژيك به رئيس جمهور آمريكا بود.

هداياي اعطا شده به لورا بوش بانوي اول آمريكا

يك سرويس طلاي سه پارچه شامل گوشواره، انگشتر و گردن بند هديه همسر پرويز مشرف رئيس جمهور پاكستان به لورا در سال گذشته ميلادي بود. همچنين كتبي با نام "گلدوزي روي پارچه در مراكش" و "ساخت مراكش: سفري به سلايق و اماكن خارجه" هديه سلطان محمد پنجم پادشاه مراكش به وي بود.

هداياي خانواده بوش

يك نقاشي اثر "فرانك مولر" كه چشم اندازي از استرالسوند آلمان بود از طرف شهردار اين شهر به خانواده بوش هديه داده شد.

هداياي ديك چني معان رئيس جمهور آمريكا

يك كت بافته شده از پشم كشمير به ارزش 400 دلار و يك شمشير طلايي با دسته الماس به ارزش 5 هزار دلار هديه پادشاه عربستان سعودي به چني بود. همچنين يك ساعت مردانه به ارزش 25300 دلار از طرف "نورسلطان نظربايف" رئيس جمهور قزاقستان به وي اهدا شد.

هديه استفان هادلي مشاور امنيت ملي كاخ سفيد

يك مجسمه نمايانگر كشتي سنتي  ساخته شده از سيم هاي نقره اي پيچيده به دور بدنه و بادبان هاي آن به ارزش 500 دلار هديه معاون رئيس جمهور اندونزي به وي بود.

هداياي "اسكات مك كللان" منشي مطبوعاتي كاخ سفيد، "اندي كارد" رئيس پرسنل كاخ سفيد و "آنيتا مك برايد" رئيس پرسنل تحت نظر لورا بوش و "دان بارتلت" مشاور بانوي اول

دو تخته فرش ايران به ارزش 600 و 1000 دلار هداياي پرويز مشرف رئيس جمهوري پاكستان به اين افراد بود.

هداياي كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا

يك جعبه بزرگ ساخته شده ازچرم قرمز پر از خرما و بطري هاي روغن زيتون و شش بطري شراب به ارزش 381 دلار هديه رئيس جمهور تونس به رايس بود.

يك روسري ابريشم با زمينه رنگي نارنجي و سبز و يك كوله پشتي با رشته هايي از چرم و دسته ها و كوك هاي سفيد رنگ به ارزش 625 دلار هديه وزير دادگستري ايتاليا به وي بود.

هداياي "دونالد رامسفلد" وزير دفاع آمريكا

يك  شمشير، يك نوع شراب، 10 جعبه خرما و يك قاليچه به ارزش 2822 دلار هديه رئيس جمهور الجزاير به وي بود. همچنين يك روسري و گوشواره، يك پلاك ساخته شده از طلا و چوب، يك پلاك ساخته شده از نقره و چوب، كتاب "مارينا" و دو قطعه سي دي به ارزش 479 دلار اعطايي وزير نيروي دريايي مكزيك به رامسفلد بود.

منبع : عصر ایران


 
comment نظرات ()
 
 
دهمين سالگرد هشتم آذر، روز صعود ايران به جام جهاني
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ آذر ،۱۳۸٦
 
روز خوب خدا

اگر هشت آذر براي مردم عرب خاطره آغاز «جنگ خليج فارس» در سال 1990 را زنده کند و براي مردم کره جنوبي يادآور سقوط هواپيماي بوئينگ در سال 1987 باشد که در آن 150 نفر کشته شدند و براي جماعت سينما باز سالروز مرگ کري گرانت در سال 1986 به حساب بيايد و البته براي اهل IT سالگرد اولين استفاده از واژه «مايکروسافت» در يکي از نامه هاي بيل گيتس باشد، براي مردم ايران تنها يک خاطره را زنده مي کند. خاطره روزي که در آن سرنوشت سي ودومين تيم جام جهاني، در ورزشگاه کريکت شهر ملبورن رقم مي خورد. به هر حال در وضعيتي که تنها ده روز تا ضيافت قرعه کشي مسابقات جام جهاني 1998 در استاديوم «ولودروم» مارسي باقي مانده بود و البته هجده ماه از اولين مسابقه تيم ملي در مسابقات مقدماتي مي گذشت، بالاخره داستان صعود ايران به جام جهاني به فصل آخر خود رسيده بود. جايي که ايران در بازي رفت پلي آف آسيا- اقيانوسيه در ورزشگاه آزادي، روي اشتباه مهدي پاشازاده در دفع توپ گل خورده بود و البته حتي گل خداداد عزيزي هم نتوانسته بود مردم ايران را به صعود به جام جهاني اميدوار کند. ولي با وجود آن به خاطر اعتياد مردم به فوتبال کسي نمي توانست به مسابقه برگشت ايران- استراليا بي اعتنا باشد. به هر حال استراليا در آن سال تيمي داشت که هر يازده بازيکن فيکس آن در ليگ برتر انگليس بازي مي کردند و از پيش رو برداشتن آنها در تصور تماشاگران فوتبال ايران غيرممکن بود. با وجود اين صبح چهارشنبه هشتم آذر وقتي مردم روي عادت آن دوران خود کنار کيوسک هاي مطبوعاتي مي ايستادند تا تيتر روزنامه هاي دوم خردادي را بخوانند، ديدند که دو سه روزنامه ورزشي آن روزها انرژي زيادي گذاشته بودند تا تيترهاي اميدوارکننده روي صفحه يک خود چاپ کنند. در آن دوران غير از «ابرار ورزشي» که روزنامه بي رقيبي بود و «ايران ورزشي» که با روي کار آمدن دولت خاتمي و سياست هاي جديد موسسه مطبوعاتي ايران در دوازده صفحه تمام رنگي چاپ مي شد انتشار «خبر ورزشي» هم در کنار مسابقات مقدماتي جام جهاني آغاز شده بود. البته «خبر ورزشي» تنها شنبه و پنجشنبه براي مانور روي مسابقات تيم ملي در مقدماتي جام جهاني چاپ مي شد و هشتم آذرماه روز انتشار آنها به حساب نمي آمد اما مديران آن يک لت چهار صفحه يي را روي پيشخوان کيوسک ها فرستاده بودند. به هر حال يک نگاه سطحي به صفحه يک روزنامه ها کافي بود تا هيجان باز هم در مردم زنده شود. البته اين هيجان اصلاً ارتباطي با صعود تيم ملي به مسابقات جام جهاني نداشت. آن روز همه مي دانستند که صعود تيم ملي به جام 1998 بيشتر به يک معجزه مي ماند و براي همين، اينکه هشتم آذر براي تيم ملي پايان يک دوره هجده ماهه بود، براي مردم هيجان انگيز به حساب مي آمد. به هر حال ايران اولين مسابقه خودش در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1998 را در خردادماه سال 75 آغاز کرده بود. بازي ايران با مالديو بود و مردم از راديو فهميدند که چه رکوردي به ثبت رسيده است. البته آن شب شبکه سوم بازي را با تاخير پخش کرد. آن هم با گزارش عادل فردوسي پور که در آن دوره گزارشگر گمنامي در فوتبال ايران بود. فردوسي پور بود که در گزارش آن بازي از رکورد جديد فوتبال ايران حرف زده بود. از رکورد پرگل ترين پيروزي در مسابقات رسمي فيفا که با هفده گل فوتباليست هاي ايران به مالديو به فوتبال ايران مي رسيد. به هر حال تيم ملي با آن آغاز توفاني و دو پيروزي ديگر عليه قرقيزستان و سوريه با 25 گل زده کارش را در دمشق تمام کرد. تيم ملي با سرمربيگري محمد مايلي کهن سه بازي برگشت در استاديوم آزادي را هم خوب آغاز کرد. هرچند با وجود اينکه همه انتظار داشتند تيم ملي در بازي با مالديو در ورزشگاه آزادي به رکورد بيست گل برسد ولي ايران تنها 9 گل زد و البته يک پنالتي ايران را هم «شاه اسماعيل» گلر مالديو دفع کرد. البته اگر پيروزي کم رنگ در بازي با قرقيزستان را کنار بگذاريم، مي رسيم به مسابقه نهايي گروه با سوريه؛ ديداري که در آن محمد مايلي کهن براي ادب کردن ستاره هاي تيمش افشين پيرواني و علي دايي را روي نيمکت نشاند تا مسابقه دو تيم 2-2 تمام شود. به هر حال اين نمايش هم کافي بود تا ايران به جمع ده تيم برتر آسيا در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1998 برسد؛ جايي که در کنار چين، عربستان، کويت و قطر در يک گروه ايستاد و براي صعود به جام جهاني به صدر نشيني در اين گروه احتياج داشت. اولين بازي تيم ملي در راند دوم مسابقات مقدماتي جام جهاني ديدار با تيم ملي چين در پکن بود. ديداري که دراماتيک تر از آنچه تصورش مي شد به پايان مي رسيد. تيم ملي در ورزشگاه مردم پکن در وضعي که 45 هزار تماشاگر چيني تيم کشورشان را تشويق مي کرد در يک ساعت ابتدايي مسابقه 2 بر صفر از چين عقب افتاد. اوليه رگه هاي بازگشت تيم ملي ضربه پنالتي کريم باقري بود که به تور دروازه رسيد. پس از آن بود که دوگانه مشهور مهدي مهدوي کيا اتفاق افتاد. اگر گل ابتدايي او را تماشاگران فوتبال ايران بارها در مسابقات آن دوره پرسپوليس ديده بودند و چندان برايشان تماشايي به حساب نمي آمد اما گل دوم او که روي شوت 45 متري مهدي به تور دروازه تيم ملي چين رسيد آنقدر تماشايي بود که تا چند سال بعد در تيتراژ «ورزش و مردم» با آن موزيک خاص پخش مي شد.آن مسابقه را ايران 4 بر 2 برد تا دومين مسابقه و البته حساس ترين بازي تيم ملي در ورزشگاه آزادي آغاز شود؛ ديدار با تيم ملي عربستان که سرسخت ترين رقيب تيم ملي براي صعود به جام جهاني بود. به هر حال در آن بازي احمدرضا عابدزاده باز هم از آن گل هايي خورد که ديگر همه به آن عادت داشتند؛ از آن گل هايي که عابدزاده روي آن حتي گام از گام برنمي داشت و تنها توپ را نگاه مي کرد. اين بار تور دروازه ايران هم پاره بود تا همه تصور کنند که اصلاً گلي به ثمر نرسيده ولي وقتي «السوايد» پس از شوت سي متري خودش از شادي فرياد کشيد، تمام صد هزار تماشاچي ورزشگاه آزادي ساکت شدند. هر چند که اين سکوت با پنالتي مدافعان عربستان روي علي اصغر مديرروستا شکسته شد. البته وقتي «اوکادا» داور ژاپني مسابقه به علامت ضربه پنالتي در سوت خود دميد يک اتفاق جالب ديگر هم در ورزشگاه افتاد. آن اتفاق برمي گشت به گزارش مشترک بهرام شفيع و اسکندر کوتي. زماني که پنالتي گرفت نوبت گزارشگري شفيع بود اما همه با شگفتي تمام شنيدند که کوتي پس از سوت داور خدا را شکر مي کرد و «تکبير» مي فرستاد. به هر حال آن پنالتي را کريم باقري به اوت زد تا دروازه محمد الدعايه در وقت دوم مسابقه باز شود. گلزن کسي نبود جز خود کريم باقري. پس از آن تساوي خانگي، ايران يک تساوي ديگر را هم در کارنامه خودش ثبت کرد. آن هم در وضعيتي که تا ثانيه هاي پاياني مسابقه از تيم ملي کويت و ستارگانش بدر الحاجي و جاسم الهويدي عقب بود و دست آخر با گل کريم باقري بازي به تساوي کشيده شد. در بازي آخر ايران در مسابقات رفت با دو گل کريم باقري و تک گل علي دايي 3 بر صفر قطر را شکست داد. مسابقات برگشت باز هم با يک پيروزي عجيب براي ايران آغاز شد. علي اصغر مديرروستا، منصوريان، باقري و دايي چهار گل ايران را در پيروزي 4 بر يک عليه تيم ملي چين به ثمر رساندند. پس از آن مسابقه بود که ناکامي هاي ايران آغاز شد. تا پيش از آن تيم ملي با 11 امتياز از 5 بازي ابتدايي خودش صدرنشين گروه A مقدماتي جام جهاني در قاره آسيا بود اما سه بازي آخر ايران آنقدر تاسفبار بود تا ايران شانس صعود را از دست بدهد. در اين سه بازي ايران تنها يک امتياز گرفت. بازي ابتدايي در ورزشگاه ملک فهد شهر رياض انجام شد و در وضعي که علي اکبر استاد اسدي به خاطر تکل خطرناک از بازي اخراج شد، يحيي گل محمدي که آن دوران اصلاً فوتباليستي در کلاس بين المللي نبود، به زمين آمد و تک گل تيم ملي عربستان هم در ثانيه هاي پاياني بازي روي ضعف گل محمدي با ضربه کشنده خالد المواليد به ثمر رسيد. بازي بعدي در استاديوم آزادي با کويت انجام شد که هر صد هزار تماشاگر تيم ملي شاهد تساوي بدون گل تيم ملي بودند. پس از آن در مسابقه آخر در وضعيتي که اگر ايران مي توانست در دوحه قطر را شکست دهد، ديگر صعودش به جام جهاني قطعي مي شد؛ اما نه تنها ايران در آن مسابقه 2 بر صفر به قطر باخت که حتي در دو بازي آخر گروه که ايران در آن دور استراحت داشت، قطر به عربستان راه داد و در بازي خانگي به آ نها باخت تا ايران تيم دوم گروه A شود. مردم داستان هاي جالبي در توجيه آن شکست عجيب به قطر ساختند. يکي از آنها برمي گشت به ماجراي تراشيده شدن سبيل کريم باقري در شب پيش از بازي با قطر و داستان عدم تعادل او در مسابقه. به هر حال با اين اتفاقات کار ايران به پلي آف قاره آسيا کشيد. ديداري که در ورزشگاه «جورو بهارو» کوالالامپور انجام شد و به خاطر قرابت جغرافيايي ژاپن با مالزي تمام استاديوم پر از تماشاگران ژاپني بود و دست آخر با پيروزي 3 بر 2 ژاپن ختم شد. در آن مسابقه با وجود اينکه خداداد عزيزي و علي دايي با گل هاي خودشان تيم ملي را 2 بر يک جلو انداختند اما دست آخر در ثانيه هاي پاياني وقت اضافي بازي اوکانو روي دفع آماتورگونه احمد عابدزاده که در آن بازي مصدوم شده بود، گل سوم ژاپن را زد تا کار ايران براي صعود به بازي پلي آف آسيا - اقيانوسيه برسد؛ بازي با استراليا. جشن آغاز شد به هر حال اگر بخواهيم از اتفاقات بازي رفت در استاديوم آزادي بگذريم مي رسيم به اينکه تيم ملي پس از بازي عصر شنبه، يکشنبه صبح به امارات رفت، از آنجا به سيدني پرواز کرد و از سيدني هم با يک پرواز ديگر به ملبورن رسيد؛ سفري که 20 ساعت طول کشيد. صبح روز چهارشنبه هشتم آذر اصلاً کسي توقع نداشت معجزه يي اتفاق بيفتد ولي کسي نمي توانست قيد تماشاي بازي را بزند. براي همين اصلاً عجيب نبود که ظهر چهارشنبه تمام کارمندان از ادارات خود مرخصي ساعتي بگيرند و دانش آموزان هم از صبح با ناظم بحث کنند تا سر بازي در نمازخانه مدرسه مسابقه را تماشا کنند. به هر حال هر جور بود سر ساعت سه بعدازظهر ديگر کسي در خيابان ها نبود. همه پاي تلويزيون نشسته بودند تا بازي تيم ملي را تماشا کنند. ديدار در ورزشگاه کريکت ملبورن آغاز شد و احمدرضا عابدزاده در نيم ساعت ابتدايي بيست و يک توپ را مهار کرد. به هر حال هري کيول در دقيقه 32 و ويدمار در ثانيه هاي ابتدايي وقت دوم استراليا را پيش انداختند تا 85 هزار تماشاگر استراليايي جشن صعود را آغاز کنند. اما کسي نمي داند که معجزه چه وقتي اتفاق افتاد؛ زماني که مهدي پاشازاده با سر توپ را از خط دروازه بيرون انداخت يا وقتي که عابدزاده توپ را با يک دست گرفت. اما احتمالاً خوش شانسي ايران در آن بازي برمي گشت به يک تماشاگر ديوانه که سابقه به هم ريختن مسابقات اسبدواني را هم داشت. او به زمين آمد و تور دروازه ايران را پاره کرد. بازي پنج دقيقه متوقف شد تا تور ترميم شود و البته عابدزاده در اين مدت براي خودش معلق مي زد. بازگشت ايران به بازي عجيب تر از آنچه بود که تصورش مي شد. بيست دقيقه مانده به پايان مسابقه خداداد عزيزي در موقعيتي که آفسايد بود و کمک داور آن را نديد به کريم پاس داد تا اولين گل ايران رقم بخورد. سه دقيقه پس از آن هم که ديگر سه گانه کريم، خداداد و دايي ايران را جاودانه کرد. ايران به جام جهاني صعود کرد آن هم در شرايطي که ساندر پول داور مجاري هشت دقيقه وقت اضافي گرفت. اما اين وقت اضافي غيرمتعارف حکم نيرويي را داشت که فنر جشن مردم را عقب و عقب تر برد تا اينکه بالاخره سوت پايان زده شد. دايي هيجان زده پول را بوسيد و مردم به خيابان ريختند. جشن آغاز شده بود. چند سال بعد مصطفي هاشمي طبا رئيس وقت سازمان تربيت بدني کتاب «داستان يک صعود» را در وصف اتفاقات آن بازي نوشت؛ کتابي که وقتي در آن هاشمي طبا به صحنه گل خداداد رسيد، نوشت؛

«نمي دانم چه شد،»


 
comment نظرات ()
 
 
افزايش مصرف بنزين و بازگشت ترافيك سنگين به تهران؟!
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦
 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كاهش شديد مسافرت، موجب بروز ركود و سقوط درآمد صنعت ايرانگردي نيز شده است، به گونه‌اي كه بسياري از مشاغل همچون رستوران‌هاي بين شهري، مراكز تفريحي و ديدني و بسياري از كسبه‌‌اي كه شغل آنان با مسافرت مردم به شهر‌هاي گوناگون كشور گره خورده، در معرض نابودي قرار گرفته‌اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با گذشت كمتر از سه هفته از اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين، ترافيك سنگين به برخي از محورهاي اصلي تهران بازگشته است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، مصرف بنزين كشور در هفته گذشته، از مرز 62 ميليون ليتر در روز گذشت، در حالي كه اين ميزان در هفته نخست سهميه‌بندي‌ بنزين، به رقم 53 ميليون ليتر در روز رسيده بود.
همچنين برخي از محورهاي اصلي تهران همچون بزرگراه مدرس و خيابان وليعصر نيز در يك هفته گذشته، شاهد بازگشت ترافيك سنگين بودند.

در اين حال، گمانه‌هاي مختلفي پيرامون علت افزايش مصرف بنزين و سنگين شدن ترافيك مطرح است، بنا بر يكي از نظر‌ها، استفاده گسترده از كارت سوخت‌هاي خودروهاي فرسوده و بلااستفاده توسط شهروندان پرمصرف و وجود باندهايي در شبكه توزيع بنزين، كه اقدام به فروش غيرقانوني بنزين بدون كارت سوخت مي‌كنند و نيز جعل كارت سوخت، از جمله دلايل افزايش مصرف بنزين است.

برخي ديگر، احتمال استفاده سياسي از بنزين و دادن سهميه اضافي به مناسبت‌هاي گوناگون، به ويژه پيش از انتخابات مجلس هشتم، كه با اظهارات الياس نادران درباره نوساني بودن سهميه بنزين تقويت شده است، از جمله ديگر دلايل تشويق به مصرف بيشتر بنزين مي‌دانند.

با اين حال، كاهش شديد مسافرت بيرون شهري، به ويژه در مناطق تفريحي شمال كشور، نشان مي‌دهد كه شهروندان، همچنان منتظر روشن شدن وضعيت بنزين درباره سهميه جديد يا فروش آزاد آن هستند تا در مسافرت تابستان خود تصميم بگيرند.

گفتني است، كاهش شديد مسافرت، موجب بروز ركود و سقوط درآمد صنعت ايرانگردي نيز شده است، به گونه‌اي كه بسياري از مشاغل همچون رستوران‌هاي بين شهري، مراكز تفريحي و ديدني و بسياري از كسبه‌‌اي كه شغل آنان با مسافرت مردم به شهر‌هاي گوناگون كشور گره خورده، در معرض نابودي قرار گرفته‌اند.


 
comment نظرات ()
 
 
گوشه‌هايي از فساد اخلاقي در خانه دوم هوگو چاوز
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٦
 

در حالي که رئيس‌جمهور، ايران را خانه دوم هوگو چاوز رئيس‌جمهور ونزوئلا خوانده بود و وي با چفيه بر مزار شهداي دفاع مقدس حضور پيدا کرد، گوشه‌هايي از فساد اخلاقي موجود در سفارت ونزوئلا در تهران افشا شد.

به گزارش «بازتاب»، پس از تغيير کنسول سفارت ونزوئلا در تهران، به دليل يک رسوايي اخلاقي، تعداد زيادي از دختران جوان زير ۲۵ سال ايراني در اين سفارت استخدام و هرچند توانايي زيادي در مترجمي و انجام فعاليت‌هاي ديپلماتيک دارند، در عوض زينت‌دهنده مجالس و ميهماني‌ها و بزم‌هاي شبانه کارکنان اين سفارتخانه شده‌اند.

پس از تغيير کنسول سفارت ونزوئلا در تهران، به دليل يک روسوايي اخلاقي، تعداد      زيادي از دختران جوان زير ۲۵ سال ايراني در اين سفارت استخدام و هرچند توانايي    زيادي در مترجمي و انجام فعاليت‌هاي ديپلماتيک دارند، در عوض زينت‌دهنده              مجالس و ميهماني‌ها و بزم‌هاي شبانه کارکنان اين سفارتخانه شده‌اند.                     


در ميهماني‌هاي اين سفارتخانه که با سرو مشروبات الکلي همراه است، دختران ايراني با وضع زننده‌اي حضور پيدا مي‌کنند. کارکنان سفارت ونزوئلا همچنين دختران جوان ايراني را طبق رسم خاصي بين خود قرعه‌کشي مي‌کنند.

اين در حالي است که هنوز آثار اقدامات کنسول سابق ونزوئلا در تهران که پس از رسوايي اخلاقي رابطه وي با يک زن شوهردار ايراني اخراج و موجب تغيير ناگهاني تمام اعضاي اين سفارتخانه شد، باقي مانده است.

گفته مي‌شود ديپلمات‌هاي جديد سفارت ونزوئلا که اکثرا بدون سابقه ديپلماتيک هستند، با انداختن چفيه و گرفتن تسبيح، به مزاح مي‌پردازند.
دبير اول سفارت نيز که از کارکنان لجستيک شرکت HP در ونزوئلا بوده، فاقد هرگونه سابقه ديپلماتيک مي‌باشد و گفته مي‌شود اين وضعيت حتي مورد طعنه ديگر ديپلمات‌هاي کشورهاي آمريکاي لاتين شده است.


 
comment نظرات ()
 
 
نتایج یک نظر سنجی درباره محبوبیت ایران در جهان
نویسنده : توحید زمانی - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٦
 

نتايج بدست آمده از يك نظرسنجي گسترده بين المللي نشان مي‌دهد كه ديدگاه مردم اكثر كشورهاي جهان نسبت به ايران به شدت منفي‌است.

به گزارش روزآنلاین ، اين بررسي كه توسط مركز نظر سنجي Pew انجام گرفته، در 47 كشور جهان در خلال ماههاي آوريل و مي انجام شده و جامعه آماري آن شامل بيش از 45 هزار نفر از مجموعه اين كشورها است. اين نظر سنجي در 129 صفحه‌ شامل هفت فصل منتشر شده است و فصل چهارم آن به ايران اختصاص دارد.

براساس شاخص هاي ارائه شده، در قاره آمريكا مردم كانادا و آمريكا به ترتيب 67 و 71 درصد نسبت به ايران نظر منفي دارند و تنها 22 و 14 درصد نظر مثبت اعلام كرده‌اند. در آمريكاي لاتين مردم برزيل بدترين ديدگاه را نسبت به ايران داشته‌اند با 78 درصد نظر منفي و 12 درصد نگاه مثبت. بهترين ديدگاه مربوط به مردم ونزوئلا و مكزيك است كه 60 و 58 درصد به ايران نظر مثبت دارند.

در آمريكاي لاتين مردم برزيل بدترين ديدگاه را نسبت به ايران داشته‌اند با 78 درصد نظر منفي و 12 درصد نگاه مثبت. بهترين ديدگاه مربوط به مردم ونزوئلا و مكزيك است كه 60 و 58 درصد به ايران نظر مثبت دارند.                     

در اروپا ديدگاهها نسبت به ايران عموما به شدت منفي است و بدترين ديدگاه متعلق به مردم آلمان و فرانسه با 85 و 84 درصد منفي و 10 و 14 درصد مثبت است. بهترين ديدگاه مربوط به انگليس با 57 درصد منفي و 24 درصد مثبت است.
در اروپاي شرقي مردم اوكراين و روسيه بهترين نظر را با 38 و 37 درصد مثبت و 42 و 40 درصد منفي داشته‌اند و بدترين نظر مربوط به مردم چك با 80 درصد منفي و 13 درصد مثبت است.

 در كشورهاي عربي مردم فلسطين، مصر و اردن بهترين ديدگاه با 55، 48 و 46 درصد نظر مثبت را در مقابل 39، 50 و 53 درصد نظر منفي ابراز داشته‌اند. بدترين ديدگاه در اين دسته مربوط به اسرائيل، لبنان وتركيه است با 93، 64 و 56 درصد منفي و 5، 36 و 28 درصد مثبت. بهترين ديدگاه در قاره آفريقا مربوط به مردم مالي با 50 درصد مثبت و بدترين مربوط به آفريقاي جنوبي با 64 درصد منفي و 16 درصد مثبت است.

در آسيا مردم بنگلادش، پاكستان و اندونزي بهترين ديدگاه را ابراز و مردم ژاپن بدترين ديدگاه را داشته‌اند.

بر اساس اين گزارش نگاه مثبت به ايران طي سال گذشته در سه كشور اسلامي اندونزي، مصر و به ويژه تركيه به‌شدت افول كرده است. در سال 2006، موازنه نظرها در تركيه با 53 درصد مثبت و 35 درصد منفي به نفع ايران بود، درحالي كه در سال جاري 56 درصد مردم نسبت به ايران نظر منفي و تنها 28 درصد نظر مثبت دارند. در اندونزي و مصر نيز تغييرات گسترده بوده است وگرچه كماكان ديدگاهها نسبت به ايران به طور نسبي مثبت است اما مجبوبيت ايران 13 درصد در اندونزي و 11 درصد در مصر كاهش يافته است.


 
comment نظرات ()